شمس الدين حافظ
42
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى )
سخن است . بديهى است كه تمامى ابيات - اگر نيازمند معنى هست - لزوما نيازمند شرح و بيان نيست . ازاينرو ، مبناى شرح ابيات را بر ميزان ضرورت آن نهادهايم . بنابراين ، پس از معنى بيت ، هر گونه توضيح ضرورى و شرح لازم با رعايت جانب اختصار و اعتدال ، در داخل نشانهى قلّاب قرار گرفته است . محور عمدهء اين توضيحات ، بررسى تصاوير شعرى ( - صور خيال ) ، تلميحات و اشارات داستانى و دوگونگىها و دوگانگىهاى شعر و سخن خواجه در هر بيت بوده است . بديهى است كه گاهى به ضرورت برخى تركيبات و اصطلاحات و واژهها نيز به اختصار بررسى و توضيح داده شده است ، اما براى پرهيز از تكرار ، معنى واژهها لزوما در شرح هر بيت نيامده و به قسمت ديگر واگذار شده است . روش كار در هر دو قسمت اخير ( معنى و شرح ) چنين بوده كه نخست درك و دريافت خود را از معنى هر بيت نوشته و سپس به شرح آنچه كه ضرورى تشخيص دادهام پرداختهام . آنگاه براى اطمينان از درك و دريافت خود و پيراستن معنى و شرح از خطاهاى احتمالى و افزودن آنچه كه ضرورى بوده و خود تشخيص ندادهام به شرحهاى عمدهء حافظ رجوع كردهام . اين كار دربارهى همهى ابيات - اعم از ساده و دشوار - صورت گرفته است . يعنى آنجا كه به صحّت معنى و توضيح و شرح خود اطمينان داشتهام نيز ، از مراجعه به شروح ديگر پرهيز نكردهام . در اين مراجعه ، دو شرح مفصل و مستوفى مرجع اصلى من بوده است ، : يكى شرح معروف به سودى اثر محمد سودى بسنوى ، حافظپژوه ترك - كه با همهى قدمت و كهنگى هنوز هم شرح قابل اعتنا و ارجمندى است - و ديگر ، « شرح غزلهاى حافظ » كه حاصل سالها تلاش استاد فاضل آقاى دكتر حسين على هروى با همكارى دكتر زهرا شادمان است . حواشى نسخهى قزوينى - غنى ، يادداشتهاى دكتر قاسم غنى ، شرح دكتر خطيب رهبر و نهايتا شرح كاظم برگنيسى نيز مورد مراجعه بوده و از هر كدام به تناسب مدد گرفته و بهره بردهام . در موارد معدودى ، از شرحها و حاصل پژوهشهاى استادان پيشين - كه فضل تقدم آنها بديهى است - جملاتى را استفاده و نقل كردهام . در اين موارد ،